خرید بک لینک
1

این که می خواهم در یک آن هم مشرق باشم، هم مغرب

هم پزشک، هم شاعر، هم قاری، هم حافظ، هم معلّم

هیچ کدام هم نمی شوم

این بیماری جامعه ماست

2
هم میخواهیم در کاباره ها محترم باشیم هم در مساجد

هم دنیا هم آخرت را میخواهیم با تعریف خودمان

دنیا را میخواهیم یعنی لاس وگاس را میخواهیم

آخرت را می خواهیم یعنی بهشت عدن عند ملیک مقتدر را میخواهیم

3

مادر بزرگم همیشه می گفت:
کسیکه یکجاست همه جاست و کسیکه همه جاست هیچ جا

4
نمی شود برادر من
نمی شود
چرا بیخودی زور می زنی؟
اگر پولت به اندازه ی پراید است، نمی توانی با آن سانتافه بخری
یا برو پولت را زیاد کن
یا توقعت را کم کن
مابقی اش میشود کلاهبرداری
مال مردم خوری، دودوزه بازی، پیچاندن

5
حذف کردن
چشم پوشی کردن
سخت ترین و مهمترین کارعالم است

انتخاب کن

6

خیلی قبل تر ها در یکی از کتابهای معروف خوانده بودم که آدمی که باریک و عمیق باشد مثل کاریکاتوری است که سرش بزرگ و بقیه اندامش باریک است و انسان خوب کسی است که همه چیزش متعادل رشد کند


این ایده طرحی را در شیراز بعد از پایان جنگ (68_69 به بعد) رقم زد
به نام طرح تربیت الگو
رتبه اولهای مدارس خوب شیراز را گرفتند و بردند کلاس جی دبلیو بیسیک و ام اس داس و پینگ پنگ و شنا و قرآن و احکام و عقیدتی و روان شناسی و سخنوری و ...

محصولش شد یک شترگاوپلنگی مثل من
که نه شتر است
نه گاو است و نه پلنگ و نه حتی شترگاوپلنگ
(من در اینجا به شدت از جناب زرافه عذرخواهی میکنم، بماند)

شعر می گویم ولی شاعر نیستم
آواز میخوانم ولی خواننده نیستم
سوره هایی از قرآن را از بر دارم اما حافظ قرآن نیستم
پزشک عمومی هستم اما طبابت نمی کنم
استادیار دانشگاهم و نمی توانم مقاله بنویسم یا درست درس بدهم
شرط ارتقای سالانه ام اینست که هم محقق باشم، هم معلم، هم مدیر اجرایی و هم همه چیز

فلسفه غرب خوانده ام
منطق ارسطو خوانده ام
اصول فقه خوانده ام
مبانی علم حقوق خوانده ام
هاریسون، شوارتز، نلسون، دنفورث، نواک و .... خوانده ام
و خاک بر سرم که هیچکدام را بلد نیستم
فقط به درد حرف زدن در محافل شبانه می خورم

7
پدرم می گوید این علی مثل رادیو است برنامه پزشکی دارد، شعر دارد، اذان پخش می کند، از نیچه می گوید، سعدی می خواند

8
برخی از دوستان خوبم از روز اول در دانشکده پزشکی فقط پزشکی می خواندند و فقط پزشکی را دوست داشتند و حالا هم پزشک ند و متخصص اند و آرامش دارند

اما من عربی می شنوم تجزیه و ترکیب می کنم و دنبال نصب منادای مضاف و فتحه ی منصوب به نزع خافض می گردم
شعر فارسی می شنوم دنبال وزن و بحر عروضی اش می گردم
در حالیکه نه به عربی ربطی دارم نه ادبیات فارسی

9

سعدي :

خاك مشرق شنيده ام كه كنند

به چهل سال كاسه اي چيني

صد به روزي كنند در مردشت

لاجرم قيمتش همي بيني

10
صبح دوشنبه و سه شنبه در شهر جدید! صدرا با دانشجویان داروسازی خودگردان کلاس داشتم
دوشنبه بعد از کلاس یکی از بچه ها آمد و گفت من شب بیمارستان نمازی کشیکم و صبح دیر می رسم منظورش این بود که تاخیرش را برایش حلال کنم

صبح سه شنبه گفت دیشب تا 7:30 صبح امروز مرودشت (نمازی شد مرودشت!!!) کشیک بودم
هشت صبح هم صدرا با تو کلاس داشتم

مرودشت تا شیراز چهل و پنج کیلومتر
شیراز تا صدرا سی کیلومتر


این بچه ها نخبه های جامعه ماهستند
کسی که در آن واحد هم مرودشت است و هم شیراز (که چه عرض کنم صدرا)
آنجا حاضری می زند
اینجا هم حاضری
برای هردوش چانه می زند
نه اینجا حضورش به درد می خورد نه آنجا

و جالب اینکه اینها استعداد درخشان می شوند
نخبه محسوب می شوند
رشد می کنند در این جامعه ی نخل کُش قارچ پرور

برچسب: باریک,عمیق,گسترده,عمق؟,مسأله,این؟, نویسنده: آراد شریعتی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 17:50

صفحه بندی