خرید بک لینک

1

وقتی در گذشته، می خواستم از گذشته بنویسم

می نوشتم بچه که بودیم

حالا نمی دانم باید بنویسم بچه که بودیم؟

یا

جوان که بودیم؟

یا جوانتر که بودیم؟

در نتیجه می نویسم قبلترها یا قبل تر ها

شما هرکدوم رو خواستید توی ذهن بیارید

2

قبل تر ها

سال نو خیلی پرطمطراق بود برام

از نیمه اسفند به بعد توی دلم جوش و خروشی بود که یه حسّ مبهم و محو خوشحالی داشت از اینکه داره یه سال دیگه میاد

منتظرش بودم

شاد بودم از اومدنش

مثل اینکه قراره موفقیتهای دیگه ای در کارنامه ام با اومدن این سال جدید اضافه و ثبت بشه

مثل اینکه روزهای بهتری در راه هست و اومدن سال نو منو به این روزهای بهتر نزدیک ونزدیک تر میکنه

اما

حالا

حالا یه چند وقتی هست که دیگه اصلاً اون حسّ مثبت روندارم

اصلاً دهه سوم اسفند که میرسه دلم نمی خواد روزها برن جلو

دلم نمیخواد عید بشه، شادیی برای سال نو ندارم که هیچ، اضطراب و نگرانیم رو زیاد می کنه نزدیک شدن به سال بعد

انگارکه دارند هل می دهندم به سمت یه اژدهای ترسناک و من بافشار پاهام رو به زمین فشار می دم و هی خاک و سنگریزه ازیر پام در میره و باز همون نیروی قوی غیرقابل کنترل هل میده و من دارم سانتیمتر به سانتیمتر بی اختیار هل داده میشم به سمت جلو وهی اضطرابم بیشتر و بیشتر و بیشتر میشه

انگار که فرصت محدودی برای رسیدن به موفقیتهایی در ذهنم داشته ام و اون فرصت مدتهاست که تموم شده و حالا هی که زمان میگذره داره بر سابقه ی ومدتّ ِ دست نیافتنم به اون مهم اضافه میشه

انگار که با گذشت زمان پرونده ی نرسیدن هایم قطورتر میشود

3

سال نود وچهار با شادی و اندوه آغاز شد

شادی حاصل از فارغ التحصیلی در مقطع پی اچ دی که یک ماه و یک روز قبل از پایان سال نود وسه رخ داده بود

و اندوه حاصل از آزارهای قبل، حین و پس از فارغ التحصیلی (در فرآیند دفاع و تسویه حساب و ...)

در پایان سال هم

یکسال و یک ماه از فارغ التحصیلی گذشت و همچنان به صورت زبانی می گفتند و می گویند که هیات علمی می شوی و اما در عمل حکم هیات علمی زده نمی شود و هر روز یه داستان و بهانه جدید درست می شود

و البته بنده از همان زمان به کار مشغول شده ام، کارهایش را می کنم و از مزایایش محرومم

و بر این داستان دو تا سال تحویل گذشت !!!!

4

زیباترین جمله ی انتقادی سال نود و چهار را من در خندوانه و از زبان جناب خان شنیدم

با ماسک اومد تو برنامه و گفت ما خوزستانیها "خاک شش" داریم و هوای اینجا (تهران) که خاک ندارد اذیتمان می کند

بعد هم در باره آب اهواز و خوزستان کلّی حرف زد و از آلوده بودن اون گفت و بعد رفت سراغ دریا و اینکه برخی ها نصیبی از دریا ندارند و همه پلاژها و ساحل ها در تصرف برخی از افراد و سازمانهاست بعد هم طبق رسم خودش یه عالمه زد و خوند و .... برنامه که داشت تموم می شد

یه لحن بغض آلودی به صداش گرفت و با صدای به شدّت بمی که داره گفت:

" ... امیدوارم هرکی که مال این آب و خاکه، هم از آبش نصیب داشته باشه هم از خاکش؛ منتها نه برای توی ریه هاشون بلکه برای زیر پاهاشون"

من این جمله رو با اون لحن

با اون مقدمات

با اون همه خنده و آواز بینشون به عنوان جمله سال 94 انتخاب می کنم

شما چطور؟

.

برچسب: سال نو مبارک پیام تبریک,سال نو ایرانی,سال نو,سال نوری,سال نو میلادی,سال نو چینی,سال نو ١٣٩٤,سال نو میلادی 2015,سال نو میلادی مبارک باد,سال نو یهودی, نویسنده: آراد شریعتی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 18:58

صفحه بندی